مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
403
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
سنّ اخفش از سيبويه بيشتر بوده است . البتّه جاى ترديد نيست كه اخفش شاگرد سيبويه بوده است ، اگرچه از نظر سنّ از سيبويه بزرگتر باشد . اخفش يا در زمان حيات سيبويه يا پس از مرگ او از كتابهايش استفاده كرده است . اخفش كتابى به نام مستحسنه در علم لغت دارد . او اين كتاب را از أبى مالك نميرى نقل كرده است . بزرگانى چون : ابو عمر جرمى ، ابو عثمان مازنى و ابن مجاهد ، از ثعلب سلمه و آنها از اخفش نقل كردهاند كه : كسائى به بصره آمد و از من خواست كتاب سيبويه را براى او بخوانم ، من اين كار را كردم . كسائى در عوض 50 دينار به من داد . « 1 » مبرّد مىگويد : بسيارى از علماى اهل لغت و ادب از راههاى دور و نزديك به خدمت اخفش بلخى مىرسيدند و با او مناظره و مباحثه مىكردند . اخفش به آنها مىگفت : من به شرطى با شما مناظره مىكنم كه استفاده علمى داشته باشد و الّا با شما مناظره نمىكنم . « 2 » جاحظ مىگويد : ابو الحسن بلخى معلم فرزندان معذّل بن عيلان بود . يكى از علما به نام عبد اللّه كه دلخوشى از اخفش نداشت ، براى معذّل نامهاى نوشت و اين ابيات را در آن آورد : أبلغ أبا عمير إذا جئته * بأنّ عبد اللّه لى جاف قد أحكم الآداب طرّا فما * يجهل شيئا غير إنصافى معذّل در جواب نوشت : إن يك عبد اللّه يجفوكم * يكفيك ألطافي و أتحافي . « 3 » ابو الحسن سعيد بن مسعده اخفش بلخى تأليفاتى از خود به يادگار گذاشته است كه عبارتند از : كتاب الاوسط فى النحو ، تفسير معانى القرآن ، المقاييس فى النحو ، كتاب الاشتقاق ، كتاب الأربعة ، كتاب العروض ، كتاب المسائل الكبير ، كتاب المسائل الصغير ، كتاب القوافى ، كتاب الملوك ، معانى الشعر ، كتاب وقف التمام ، كتاب الاصوات ، كتاب
--> ( 1 ) - إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 40 ؛ بغية الوعاة ، ص 258 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - إنباه الرّواة ، ج 2 ، ص 41 .